شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 23
کد خبر: ۶۳۵۱
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۵۴
ذبیح الله تجری غریب آبادی
یاران//
مقدمه


بعد از وقوع انقلاب صنعتی و پیشرفت های شگرف در صنعت ارتباطات ما شاهد تغییر در ساختار خانواده از  "گسترده" به"هسته ای"   بودیم  که  خانواده مبتنی بر پیوندهای نسبی و سببی جای خود را  به خانواده ای متشکل از زن ،شوهر و یک یا دو فرزند می دهد . پدیده تک فرزندی که در علم جامعه شناسی به "امپراطوران کوچک"  معروف است نوعی از خانواده هسته ای است که منبعث از  تغییرات فوق و تغییر در "سبک زندگی" افراد جامعه می باشد . پرداختن به موضوع تک فرزندی در جامعه شناسی هم ناشی از اهمیت و جایگاه خانواده در این علم است که بتوان معلوم کرد که تک فرزندی در کدامیک از تقسیم بندی ها قرار می گیرد . لذا جامعه شناسان آن را  از سه منظر مورد توجه قرار دادند یکی از حیث علل، دوم از حیث تغییراتی که در ساختار جمعیتی به وجود می اورد و سوم  از حیث ارتباطات اجتماعی می باشد.

در این مقاله نیز ابتدا به جایگاه خانواده در علم جامعه شناسی پرداخته می شود و سپس از سه منظر فوق مورد بررسی قرار می گیرد.


خانواده و انواع آن

خانواده به عنوان يك نهاد اصلي اجتماعي داراي حيات ويژه اي است كه با روش علمي مورد مطالعه قرار مي گيرد و چگونگي پيدايي خانواده و تطور دگرگوني هاي آن در طول تاريخ تبيين ميگردد مطالعه در تاريخ تحول خانواده و انواع و اشکال آن در جوامع معاصر جهان، نشان مى‌دهد که خانواده از نظر کارکرد، ساخت، روابط اعضاى شيوه معيشت و اقتدار، انواع مختلفى بهخود ديده و به اشکال متنوعى درآمده است.

از نظر کاربردى به دو صورت 'زيستي'  و 'آماري'  ،از ديدگاه کارکردى دو شکل 'جهت‌يابي' و 'فرزندزائي' ،از نظر شيوه معيشتو نحوه زندگي، خانواده به سه شکل 'شهري' ، 'روستائي' و'عشايري' و از نظر ساخت خانواده و روابط افراد در درون آن، به خانواده هسته ای ،خانواده گسترده،خانواده بامحلقات و خانواده ناقص تعریف می گردد

اما خانواده هسته ای ، نوعی از خانواده است که از زن و شوهر وفرزندان یا زن و شوهر بدون فرزند تشکیل می گردد و خانواده های به اصطلاح تک فرزند که موضوع اصلی این مقاله را تشکیل می دهد نیز در همین تعریف می گنجد .

علل رواج تک فرزندی

مهمترین دلیل رواج تک فرزندی از منظر اجتماعی شاید به علت تغییرات گسترده ای اجتماعی در جامعه است که در اصطلاح جامعه شناسی به "سبک زندگی" معروف شده است .

درادبيات جامعه شناسي از مفهوم سبك زندگي دو برداشت ومفهوم سازي وجود دارد، يكي مربوط به دهه 1920، كه سبك زندگي معرف ثروت و موقعيت اجتماعي افراد و غالباً به عنوان شاخص تعيين طبقه اجتماعي به كار رفته است (چاپين 1995؛ چاپمن 1935) و دوم به عنوان شكل اجتماعي نويني كه تنها در متن تغييرات مدرنيته و رشد فرهنگ مصرف گرايي معنا مي يابد (گيدنز 1991؛ بورديو 1984؛ فدرستون 1987 و1991؛ لش و يوري 1987) و در اين معنا سبك زندگي راهي است براي تعريف ارزش‌ها و نگرش‌ها و رفتارهاي افراد كه اهميت آن براي تحليل‌هاي اجتماعي روزبه روزافزايش مي يابد.

بدین ترتیب سبك زندگي بر تمام مسائل زيستي هر فرد مثل خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، مدل لباس، الگوي مصرف، نوع آشپزي و خوراك، تفريحات و نحوه گذران اوقات فراغت، كسب و كار، رفتار حرفه‌اي در محل كار، در دانشگاه و مدرسه، رفتار در فعاليت‌هاي سياسي، رفتار در ورزش و رفتارهاي رسانه‌اي اطلاق مي‌شود و بر نوع رفتار ما با ديگران از همسر و فرزند تا رييس و مرئوس، از پليس و كارمند دولت، رفتارهاي ما در سفر و حفظ نظافت و بهداشت، سبك رفتار با دوست و دشمن، آشنا و بيگانه همه و همه سبك زندگي ما را شكل مي‌دهد.

تغییرات تدریجی در سبک زندگی افراد جامعه با  ابعاد  فوق ، باعث تغییر نظام خانوادگی از خانواده گسترده مبتنی بر بستگیهای نسبی و سببی به خانواده هسته ای  شد که در آن خانواده با  ویژگی ، یک واحد تولیدی (پوشاک و مواد غذایی)،دارای نظام پخش کالا ، سلسله مراتب مشخص سنی و جنسی و آموزش از طریق مشاهده و تقلید و هدایت و سرپرستی بزرگسالان تبدیل به خانواده ای هسته ای شد که بسیاری از کارکردهایش را به نهادهای اجتماعی دیگر، واگذار کرده است . به خاطر تخصصی شدن کار، هر شخص، کارکرد اقتصادی ویژه ای دارد (دیگر خبری از کار و تولید واحد در خانواده نیست).

کارکرد اجتماعی کردنِ کودکان پس از سن شش سالگی نیز از خانواده گرفته شده، به مدرسه واگذار می شود. بسیاری از کارکردهای اقتصادی نیز از خانواده گرفته شده اند. بدین گونه که حکومت از طریق برنامه های رفاهی، تأمین اجتماعی، تأمین مسکن و خدمات بهداشتی و ... بیشتر مسئولیت های تأمین آسایش و رفاه ناتوانان و سالمندان را به عهده گرفته است. کارکرد حفاظتی نیز از خانواده گرفته شد، به دولت واگذار شده است. آموزش های مذهبی نیز - که روزی در دست خانواده بود - امروزه برعهده مؤسّسات مذهبی (چون حوزه های علمیه و کانون های مساجد و هیئت های مذهبی و ...) گذاشته شده است.


تغییر کارکرد خانواده  از گسترده به هسته ای که  در بالا ذکر شد پیامد های هایی را به دنبال داشت که عبارت است از :

1. دگرگونی در نقش فرزندان است که خود، پیامد گذر از یک جامعه سنتی به یک جامعه صنعتی است. در جامعه سنتی، داشتن فرزند برای کار در مزرعه، نیازی ضروری بود؛ امّا در جامعه شهری و صنعتی، فرزندان، بیشتر بار خاطرند تا یار شاطر.

2. بالا رفتن سطح آموزش. جامعه شناسان کشف کرده اند که زوج هایی که تحصیلات بالایی دارند، در مقایسه با زوج هایی که تحصیلات کمتری دارند، کمتر به فرزندآوری گرایش دارند.

3. دسترسی آسان به وسائل ضدبارداری، به افراد، این امکان را داده است که بر تعداد فرزندان خود، کنترل داشته باشند.

ب - تغییر نگرش به طلاق: این که طلاق برای پایان دادن به زندگی زناشویی به صورت روش پذیرفته شده و قابل دفاعی درآمده است، دگرگونی هایی در ساختار خانواده به وجود آورده است.

ج - تغییر در نقش زنان و مردان: دگرگونی در نگاه به نقش زن و مرد (خصوصاً زن) عامل دگرگونی در ساختار خانواده شده است. روز به روز، تعداد زنانی که کار می کنند و در درآمد زندگی سهیم اند و در خانواده، اقتداری به هم می زنند،رو به افزایش است و استقلال اقتصادی زنان، آستانه تحمّل زنان را پایین آورده است.

 

تک فرزندی و تغییر ساختارهای جمعیتی  

از جمله آثار و پیامدهای تک فرزندی کاهش جمعیت، تغییر ساختار جمعی و به اصطلاح، پیر شدن جمعیت کشور است که می تواند پیامد های ذیل را در بر داشته باشد.

1- عدم رشد و توسعه اقتصادی

بدین معنا که انتقال هرم سنی جمعیت از جوانی به سالخوردگی، در شرایطی است که محرکة اصلی و کلیدی توسعه «منابع انسانی» می باشد؛ زیرا اگر به راستی دولتی بخواهد در خدمت مردم باشد و در تلاش برای توسعه اقتصادی جامعه باشد، و همه توان و ظرفیت منابع ملی، سرمایه و زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری را به درستی به کار گیرد، افزایش جمعیت عاملی برای شتاب روند توسعه اقتصادی می باشد؛ زیرا مهم ترین نیاز اولیه توسعه اقتصادی، وجود نیروهای جوان، فعال و کارآمد است. بنابراین، کاهش جمعیت موجب پیری جمعیت است که خود مانعی برای رشد و توسعه اقتصادی خواهد بود.)


۲. پیری و بی نشاطی جمعیت

از دیگر مشکلات ناشی از تنظیم خانواده و کنترل جمعیت، پیری جمعیت و فقدان نشاط و تحرک لازم اقتصادی، اجتماعی است. روشن است که توسعه و رونق اقتصادی وابسته به نیروی جوان و کارآمد است. با کاهش و رشد منفی جمعیت، جمعیت جامعه پیر می شود و از نشاط و سرزندگی لازم برخوردار نخواهد بود؛ زیرا جوانان مایة پویایی و سرزندگی جوامع هستند و غالب نوآوری ها، خلاقیت ها و نیز جهش های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی توسط نیروهای جوان به منصه ظهور می رسد. در جامعه با جمعیت پیر، دولت ها و صاحبان سرمایه، احساس خطر می کنند. اساساً ناامیدی بر جامعه سایه می افکند و جامعه به سمت محو شدن کامل حرکت می کند.

3. انقطاع نسل بشر

از جمله آثار رشد منفی و کاهش جمعیت، پیری و در نتیجه، حرکت به سمت و سوی انقاع نسل بشر است؛

درست که جمعیت نقش مهمی در پیشرفت جامعه ایفا می کند اما زمانی محقق می شود که با سایر عوامل دیگر همراه باشد در این زمینه Balandier ، جامعه شناس متخصص تغیرات و تحولات جوامع آفریقائی ، بر این عقیده است ولو اینکه عوامل جمعیتی در تغیرات و تحولات جامعه نقش دارند ، ولی تنها عامل نمی باشند .این عامل جمعیتی باسایرعوامل در تغیر جامعه نقش دارند . وی به نقش سه عامل در دگرگونی جامعه باور دارد . 1- عامل جمعیتی 2- عامل اقتصادی از منظر امکانات اقتصاد محلی هر منطقه .3- عامل فرهنگی از منظر ارزشی . هرسه عامل بطور تنگاتنگ باهم در تحولات دگرگونی جامعه نقش مشترک و فعال دارند . این سه عامل میتوانند پایه معیار سرعت و پیشرفت و تحولات اقتصادی در یک کشور مورد توجه قرا ر گیرد ()

دوركيم جامعه‌شناس فرانسوي نیز معتقد بود كه «تأثير اندازه، تراكم و تركيب جمعيت را بر جامعه و ساختار اجتماعي تأكيد و توسعه اجتماعي را در گرو جمعيت متوازن مي‌دانست كه با كنترل كميت و بهبود كيفيت جمعيت دررابطه است».

تک فرزندی و پیامد های اجتماعی آن

تک فرزندی علاوه بر تغییراتی که بر ساختار جمعیتی جامعه می گذارد داری پیامدهای گسترده اجتماعی است که به مهمترین آنها پرداخته می شود.

1- فروپاشی نظام خویشاوند سالاری

از جمله عمده ترین پیامد های اجتماعی  تک فرزندی فروپاشی نظام خویشاوند سالاری در جامعه است در این خصوص جعفر بای کارشناس و پژوهشگر آسیب های اجتماعی معتقد است که یکی از اساسی ترین معضلات تک فرزندی دگرگونی نظام خویشاوندی است تا جایی که در آینده ای نه چندان دور این نظام معیوب می شود. و  واژه های عمو، خاله، دایی و عمه برای افراد بیگانه می شود.

2- عدم رشد اجتماعی

گروهی دیگر از جامعه شناسان معتقد هستند که عدم  رشد اجتماعی مهمترین پیامد تک فرزندی است  در این زمینه محمد اسماعیلی جامعه شناس معتقد است "مهم‌ترین پیامد تک فرزند بودن آسیب رسیدن به رشد اجتماعی فرد است"

زیرا فررند کسی را ندارند تا با او رقابت یا بازی و دعوا کنند. آنها دوست و همدمی در منزل ندارند، بنابراین برخی از احساسات را تجربه نمی کنند و فرصتی برای کنترل و مدیریت آنها نخواهند داشت.

چون انسان وقتی از نظر اجتماعی رشدیافته محسوب می‌شود که در این زمینه کاملاً به شکوفایی رسیده باشد. یعنی به سطحی از روابط اجتماعی دست‌یافته باشد که بتواند با مردم به راحتی زندگی کند و سازگاری داشته باشد. شاید بتوان گفت که رشد اجتماعی مهم‌ترین جنبه‌ی رشد وجود هر شخص است. معیار اندازه‌گیری رشد اجتماعی هرکس، میزان سازگاری او با دیگران است. این دیگران شامل همه است، از دوستان، معلّمان، افراد خانواده و بستگان شما گرفته تا همسایه‌ها و ... و حتّی کسانی‌که برای اوّلین بار با آن‌ها برخورد می‌کنید. رشد اجتماعی نه تنها در سازگاری با اطرافیانی که هم‌اکنون با آنان سروکار دارید، مؤثّر است، بلکه بعدها، در میزان موّفقّت شغلی و پیشرفت اجتماعی‌تان نیز تأثیر دارد. هرقدر که شما بیشتر می‌آموزید و تجربه‌های زیادتری می‌اندوزید، بیشتر به این واقعیّت پی می‌برید که از راه مبادله‌ی عواطف و احترام با دیگران است که رضایت به‌دست می‌آید و روز به روز بیشتر یقین می‌کنید که احساس مفیدبودن و خوش‌بختی شما به میزان رشد اجتماعی‌تان بستگی دارد. این رشد اجتماعی، درست همان چیزی است که دوستان و اطرافیان در برخورد با نوجوان آن‌را با عبارت بزرگ‌شدن بیان می‌کنند و در واقع از شما انتظار دارند.

3- توجه افراطی والدین

توجه متمرکز پدر و مادر بر روی یگانه فرزندشان موجب تقویت غرور کاذب در فرزند می شود و توقعات او را در سطحیبالا می برد که تحمل شکست ها و ناکامی ها را برای وی درجامعه دشوار می کند. در عین حال در سوی دیگرحساسیت افراطی و وسواس گونه پدر و مادر بر روی گفتار و رفتارفرزند ممکن است تاثیرات منفی بر تربیت او داشته باشد.

معمولا این تیپ افراد به علت پایین‌بودن آستانه تحمل در معرض آسیب‌های شدید قرار می گیرند و منجر به اختلال در تعارض شخصیتی آنها می‌شود که قطعا عناصر این چنینی در انواع و اقسام مشکلات روحی، روانی و عاطفی بسر می‌برند و فشار ها،عقده‌ها و کمبودها آنان را در مقابل کوچک‌ترین ناملایماتی‌ها از پای درمی‌آورد.

 
4- افزایش ابتلا به افسردگی

افسردگی ناشی از بزرگ شدن و ازدواج فرزندان در خصوص خانواده های تک فرزند به شدت بیشتر احساس می شود . خصوصا خانواده هایی که در سالهای اول ازدواج تنها فرزند خود را به دنیا آورده باشند به ناگاه در سن حدود چهل سال دوباره تنها می شوند.

تعداد فرزندان بیشتر در نسل های قبل، می توانست مانعی برای افسردگی باشد. بچه ها پشت سر هم به دنیا می آمدندو دیگر مجالی برای ننرپروری وجود نداشت. اگر بچه غذایش را نمی خورد، بچه دیگری فورا غذایش را می خورد. هیچ کس تنها کانون توجه خانواده نبود اما تک فرزندهای امروزی، آنقدر توجه بی دریغ والدین را می بینند که با وارد شدن به جامعه و دیدن کوچکترین بی توجهی، سرخورده می شوند.

 
5- عدم تجربه کافی در دوران کودکی و نوجوانی

فرزند در دوره اولیه كودكی بیشتر نیازمند حضور والدین خود است.ولی در دومین دوره كودكی اش نقش همسالان بارزتر می شود و مهارتهای زیادی را از همسالانش می آموزد. وجود خواهر یا برادر بزرگتر نیز می تواند مهارتهای لازم برای اجتماعی شدن او را فراهم كند. حال اگر فرزند تك باشد و به دلیل تربیت سختگیرانه والدین اجازه ارتباط با همسالان خود را نداشته باشد. مجبور است در كنار بزرگسالان پرورش یابد. در نتیجه او تجربه های از كودكی و نوجوانی خود ندارد و با بازی ها، كارها و نقش های این گروه سنی آشنا نیست و یك دفعه پرشی به دوران مسئولیت پذیری بزرگسالان خواهد داشت.

6- فروپاشی خانواده

فرض وارد آمدن آسیب به تک فرزند مثل معلولیت یا مرگ وی می تواند بینان خانواده را نابود کند و چنانچه در مواردی مشاهده هم شده است موجب عدم امکانادامه حیات اجتماعی برای پدر و مادر شود. در بسیاری موارد امکان فرزند آوری نیز برای پدر و مادر فراهم نیست و سرنوشت نامعلومی را برای آنها رقم می زند. در صورتی که وجود فرزند یا فرزندان دیگر از این آسیب محتمل جلوگیری می کند.

نتیجه گیری

جامعه ای که همه آحاد آن تک فرزند ها باشند قطعا جامعه ای دلپذیر و دوست داشتنی نیست. انسانهایی درون گرا و فاقد اعتماد به نفس و  در عین حال مغرور که توانایی ارتباطات قویاجتماعی را ندارند و در لاک تنهایی خویش فرو می روند. جامعهتک فرزندها شبیه شبه جزایری منفرد است که روابط عاطفی در آن به حداقل رسیده است. انسانهایی افسرده و درون گرا اینجامعه را تشکیل می دهند که طبیعتا احساس پوچی و گرایش بهخود کشی در آن به شدت افزایش می یابد. تصور آپارتماننشینی، تک فرزندی و زندگی مجردی در کنار هم در یک شهربزرگ و فاقد مولفه های فرهنگی مثبت دشوار و پیامدهای آن غیر قابل پیش بینی است.
مطالب مرتبط
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نام:

ایمیل:

* نظر:


خبرفارسی
نام:
ایمیل:
* نظر: