سه‌شنبه ۰۴ تير ۱۳۹۸ - 2019 June 25
کد خبر: ۷۲
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۵
تشابهات قوانین یک بازی با مکتبی فکری/
محمود خدائی
یاران/ با توجه به ایده جان لاک به عنوان پدر لیبرالیسم با موضوعیت بازار آزاد و با هدف دسترسی آزاد به رقابت و اعطای پاداش در قبال عملکرد، ورزش مدرن نیز به عنوان محصول این تفکر، دارای اصل ورود آزاد ورزشکاران به محیط ورزش و ارائه مهارت ها و هنرهای فردی در برابر دیگران در شرایط مساوی است. بعضی از فیلسوفان بر این اعتقادند که ورزش مدرن به دلیل ماهیت لیبرالی خود، از بسیاری جهات می تواند یک الگوی کاملی برای دستیابی به جامعه ای با تفکر لیبرال دموکراسی باشد زیرا انسان ها به غیر از زمین ورزش، از فرصت مناسب تری برخوردار نیستند تا بتوانند به طور آزادانه مهارت های خود را در معرض نمایش قرار دهند و پاداشی متناسب با آن دریافت کنند. بنابراین ورزش به عنوان آینه زندگی مطرح بوده که انسان ها در آن نقش اجتماعی خود را تمرین می کردند. در این میان، نقش کریکت ورزش ملی بریتانیا در ترویج مفاهیم خود به سایر ملل به عنوان پروژه مردم سازی در لیبرالیسم بسیار حائز اهمیت است. این ورزش به سرعت همزمان با گسترش امپراطوری بریتانیا در قرن نوزدهم در کشورهایی از جمله استرالیا، ولز، هند، پاکستان، نیوزلند، آفریقای جنوبی، تایوان و سریلانکا ترویج یافت.

انسان شناسی فلسفی

توماس هابز اعتقاد دارد انسان اساسا خودخواه است و همیشه به دنبال منافع و لذت های خویش است. در واقع، انسان گرگ انسان است و همواره به دنبال جنگ و خونریزی است. به همین دلیل به سروری که به او امر و نهی کند، نیاز دارد و برای پایان دادن به جنگ و خشونت، چاره کار این است که به «دولت قدرتمند» تن دهد و الزاماتش را بپذیرد.

جان لاک برخلاف هابز اعتقاد داشت که انسان ها در حالت طبیعی خوب هستند و با رعایت احترام و حق دیگران به دنبال زندگی، آزادی و مالکیت هستند. نقش دولت حکومتگر به معنای استبداد نیست؛ بلکه داوری بی طرف است و موظف بر برقراری آزادی و امنیت.

آدام اسمیت برخلاف شر بودن انسان از دیدگاه هابز و خیر بودن انسان از دیدگاه لاک، اعتقاد دارد که انسان در ابتدا خنثی است؛ اما در یک جامعه سازمان یافته به وسیله نظم و قانون می تواند آداب و رسوم اخلاقی را بدست آورد.

پرتاب سکه در کریکت مظهر برابری فرصت ها

این ایده که توسط Roger Caillois جامعه شناس فرانسوی مطرح شد، شرایطی را در بازی های رقابتی ایجاد می کند که هر دو تیم دارای شانس برابر برای پیروزی در زمین بازی باشند. تنوع شرایط زمین و آب و هوا در کریکت شرایط نابرابری را از فرصت ها ایجاد می کند که می تواند برای پیروزی و موفقیت موثر باشد.

فلسفه وجودی پرتاب سکه در قبل از آغاز مسابقه، برابر کردن تمام فرصت های پیش رو است. همانطور که جناح راست لیبرال ها (جمهوری خواهان) برای توجیه شرایط نابرابر نظام سرمایه داری در جامعه لیبرال، استدلال می کنند که همه ما با فرصت های برابر آغاز می کنیم، در کریکت نیز بازی با شیر یا خط (پرتاب سکه) آغاز می شود.

داور کریکت با اقتدار محدود

دولت حداقلی یا همان دولت «نگهبان شب» در لیبرالیسم کلاسیک با حقوق طبیعی فرد در خصوص زندگی، آزادی و مالکیت سازگار است و هر دولت گسترده ‏تر از دولت حداقلی، حقوق فرد نسبت به آزادی را نقض خواهد کرد. دولت حداقلی، اولا، اجبار مشروع را درون خویش انحصارا از آن خود می‏ کند و ثانیا، حفاظت از حقوق افراد جامعه را برای همگان تمهید می‏ کند.

وظيفه اصلي دولت مد نظر آدام اسميت حفظ امنيت، حقوق و آزادي‌هاي شهروندان است. آدام اسميت ليبرال كلاسيكي است كه از انديشه جان لاك و سنت فلسفي ليبرال انگليسي بر جاي مانده است. بر اساس اين انديشه، نقش دولت محدود را صرفا حفاظت از حقوق شهروندان، امنيت داخلي و خارج می داند. مقصود و هدف دولت تنها حصول آرامش، تامین آزادی و رفاه جامعه است.

* داوری و حمایت از حقوق اشخاص

در قوانین پایه کریکت که برگرفته از فلسفه جان لاک است، وظیفه داور نیز محدود به رعایت قوانین است. تا زمانی که بازیکنان مبتنی بر قوانین بازی می کنند، اجازه هیچ گونه دخالت در روح مسابقه را ندارد.

Sledging یک اصطلاح مورد استفاده در کریکت که به موجب آن برخی بازیکنان برای دست آوردن فرصت و مزیت جهت نیل به برتری در بازی اقدام به توهین و ارعاب بازیکن حریف می پردازند. تا اواسط سال 1990 داوران مجاز نبودند در موارد Sledging دخالت کنند؛ اما پس از آن برای جلوگیری از بازی ناعادلانه و افزایش روح اخلاقی، چنانچه بازیکنان بخواهند بر اساس نظریه توماس هابز به صورت خودخواهانه به رقابت بپردازند، قوانین این اجازه را خواهد داد که با خطاکار برخورد شود. بنابراین، تا حدودی اقتدار اخلاقی داوران نیز افزایش یافت.

از آن پس نقش داوران و کمیته انظباطی افزایش یافت و فضای کریکت تبدیل به یک وجدان اخلاقی شد که بازیکنان مجبور بودند به طور ارادی روح آزادگی را رعایت کنند. رفته رفته جامعه شناسان اعتقاد داشتند که قوانین و روح کریکت از لیبرالیسم فردگرایانه جان لاک به لیبرالیسم نهادگرانه آدام اسمیت گرایش یافت.

در دوره آماتوری کریکت مبتنی بر نظریه جان لاک که انسان ها را در وضعیت طبیعی اساسا خوب فرض می شدند که با کمال احترام به حقوق دیگران به دنبال منافع شخصی خود بودند، کریکت به عنوان یک بازی gentry نجیب زادگان در میان طبقات بالای جامعه اجتماعی انگلستان موضوعیت داشت. یک ورزش شایسته سالاری به مثابه سیستمی که هر کس وارد آن می شد، به لحاظ شخصیت اجتماعی ارزش های والایی را کسب می کرد؛ به ویژه نقش کریکت میان کودکان و نوجوانان، کارکرد تربیت لیبرالی داشت.

نقش تفسیری داوران بسیار محدود است. در کریکت بیشتر قوانین سفید و سیاه هستند و منطقه خاکستری که مستلزم قضاوت اختیاری و تفسیری توسط داور است، به طور قابل توجهی در مقایسه با فوتبال و راگبی کمتر است. به ویژه آن که از زمانی که داور تلویزیونی در کریکت با مشاهده تصویر و شواهد ویدیوئی توانسته داوران را در قضاوت بهتر یاری رساند، نقش تفسیری بیشتر از گذشته کاهش یافته است. وظیفه تفسیری به عنوان دولت دیده بان شب جان لاک در قرن نوزدهم است. بدین ترتیب با اضافه شدن و پررنگ شدن داوران تلویزیونی و همچنین کمیته انضباطی و شورای بین المللی کریکت (ICC) در دهه های اخیر و تقویت نقش نظارت بیرونی موازی با داوران کریکت زمینه ای را در مداخله بیشتر دولت در جوامع لیبرال را ایفا کرده است.

تقابل منافع فردی و جمعی در کریکت

سومین جنبه ذاتی ساختار کریکت، تجلی روح آزادی خواهی در منافع فردی و تیم است. ساختار بسکتبال، فوتبال و راگبی در مقایسه با کریکت به طور قابل ملاحظه ای متکی بر منافع اجتماع تیم است. بازیکنان نمی توانند بر اساس منافع فردی خود بازی کنند. رابطه بین منافع فردی و منافع تیمی در ساختار کریکت متفاوت است. این دو به طور کلی با یکدیگر همپوشانی دارند. بنابراین، زمانی که بازیکن به دنبال تقویت موقعیت خود در تیم است، منافع جمعی تیم نیز رقم می خورد.

آدام اسميت، يكي از بنيانگذاران نظريه همسويي منافع فردي و جمعي است. وقتي او از «دست نامرئی» سخن مي‌گويد، بر اين باور است كه در چنين نظام آزادي، اگر انسان‌ها براي پيگيري منافع فردي آزاد گذاشته شوند، طوري عمل مي‌كنند كه گويا يك دست نامرئي آنها را به سمت تامين منافع ديگران سوق مي‌دهد. در واقع، دکترین دست نامرئی اسمیت یکی از مهم‌ترین اصول اقتصاد سیاسی کلاسیک، یعنی هماهنگی و یگانگی منافع فردی و جمعی را در یک نظام مبتنی بر مالکیت خصوصی (نظام بازار آزاد) بیان می‌کند. منظور از دست نامرئی، وضعیتی است که در آن دولت تا حد ممکن کوچک است و دنباله روی افراد از منافع شخصی خود به منافع مشترک جمعی و خیر عمومی منتهی می شود و در کتاب ثروت ملل معتقد است که «افراد به دنبال نفع شخصی می روند و این به خیر عمومی منتهی می شود».

سیر تکامل تاریخی کریکت نشان می دهد که تنش میان منافع فردی و جمعی در لیبرالیسم فردگرایانه قرن نوزدهم جان لاک با تغییر ماهیت خود به رویکرد مدرن لیبرالیسم جمع گرایانه آدام اسمیت تبدیل شده است.
 
منبع: مشرق
خبرفارسی
نام:
ایمیل:
* نظر: